1- مقدمه همانگونه كه مستحضريد بخش اعظم فعاليتها در يك صنعت ، مربوط به فعاليتهايي است كه در زمينه ساخت، تجارت، بازاريابي، فروش، توزيع، خريد، تداركات، انبارداري، حمل و نقل و تعميرات مي باشد. فعاليتهاي فوق بر مبناي يكي از موجوديتهاي اساسي، بنام كالا قرار دارد. بعبارت ديگر نقطه مشترك طيف عظيم فعاليتهاي فوق كالا مي باشد. هنگامي كه صحبت از توليد، بازاريابي، فروش، خريد، حمل و نقل، انبارداري و تعميرات مي شود با كمي دقت مي توان موجوديت كالا را از درون هر يك از فعاليتهاي فوق انتزاع نمود. توجه به كالا و اطلاعات آن، باعث دستيابي به مبنايي مي شود كه مي تواند پايه و اساس نظام اطلاعاتي كالاي يك صنعت باشد. لذا اطلاعات كالا، مبنايي براي تعريف، تعيين و طراحي فعاليتها و عمليات توليد، توزيع و... خواهد بود. « كالاها» و بخصوص آن دسته از كالاهايي كه جزو « اموال منقول» محسوب مي شوند، حجم بسيار عظيمي از سرمايه هاي يك سازمان يا يك صنعت را تشكيل داده و از اهميت خاصي در سازمانها برخوردار است .چرا كه عمده فعاليتهاي لجستيكي يك سازمان (توليد،توزيع،انبار،حمل و نقل و...) بي ارتباط با امر كالا و اطلاعات آن نيست. به همين منظور مديران همواره در پي آنند تا با كنترل در آوردن اطلاعات كالا،در عمليات سازماني خود بهبود حاصل نمايند. توجه به كالا و اطلاعات آن به جاي توجه به فعاليتها و عملياتي كه در چارچوب نظام لجستيكي در مورد كالاها انجام مي شود،باعث دستيابي به مبنايي مي شود كه مي تواند پايه و اساس يك نظام لجستيكي چابك باشد.اطلاعات كالا به گونه اي است كه مي تواند اطلاعات كاربردي اقلام را نيز به همراه داشته باشد. لذا اطلاعات كالا،مبنايي براي تعريف،تعيين و طراحي فعاليت ها و عمليات لجستيكي نيز خواهد بود.لذا كالا به عنوان پايه اين نظام نقش خود را ايفا مي نمايد و اطلاعات كالا نيز باعث ايجاد بستر اطلاعاتي مي گردد. 2- سلسله مراتب اهداف نظام مديريت كالا بطور كلي اهداف طراحي يك سيستم مديريت كالا به شرح ذيل تعريف شده اند: الف – اهداف كلان - ايجاد زبان مشترك (از طريق ابزار استانداردسازي و شناخت كالا) - كاهش هزينه ها و صرفه جويي كلان اقتصادي - استفاده بهينه از منابع - بهبود عمليات لجستيك و افزايش بهره وري مؤثر - تهيه ابزار مناسب براي ايجاد سيستمهاي اطلاعات مديريت لجستيك - امكان برقراري ارتباط باساير سيستمها در سطح ملي و بين المللي ب- اهداف كاربردي - بهبود عملكرد - تمركز سفارشات و خريد - بهبود در عمليات مختلف لجستيك - بهبود خدمات ارائه شده به مشتريان - تهيه، ذخيره، تلفيق، تلخيص، توزيع و كنترل اطلاعات - تهيه ابزاري براي كنترل عمليات - صرفه جويي بيشتر با كنترل هزينه ها - تمركز بر روي مقاصد و اهداف (هم هدف نمودن فعاليتها) - دسترسي به ارتباطات مؤثر از طريق زبان مشترك و استاندارد سازي مفاهيم - كاهش تنوع اقلام به منظور بهبود مديريت موجودي اقلام - توزيع دانش فني مربوط به اقلام بين توده ها - يكنواختي در سيستم -استفاده بهينه از سيستمهاي پردازش الكترونيك در سازمان 3- ضرورت طراحي نظام طبقه بندي و كد گذاري در سازمان هماهنگ سازي و تسهيل تبادل اطلاعات خواستگاه اصلي طراحي سيستمهاي طبقه بندي و كد گذاري ملي و بين المللي است. نگاهي گذرا به تاريخ رشد و توسعه جوامع بشري نشان مي دهد كه در طول دهه هاي اخير كه صنعت و تكنولوژي رشد سرسام آوري داشته اند، اطلاعات پايه و اساس اين پيشرفتها بوده است. اهميت اطلاعات به حدي است كه امروزه سازمانها و شركتهاي زيادي در اكثر كشورها به وجود آمده اند كه كار آنها فقط ”اطلاع رساني“ است. اين پديده سبب رشد و توسعه تجارت جهاني، كوتاه شدن فاصله ها، بهره گيري از توانهاي بالقوه و بالفعل جامعه، جلوگيري از دوباره كاري و صرف هزينه هاي غير ضروري و … شده است. براي دسترسي سريع به اطلاعات، وجود يك سيستم طبقه بندي و كد گذاري كارا و توانمند كه اطلاعات را با سرعت و سهولت در اختيار بگذارد، ضروري و اجتناب ناپذير است. اگر هر مؤسسه، وزارتخانه، صنعت و شركتي براي خود يك سيستم طبقه بندي و كد گذاري مستقل ايجاد كند، انتقال اطلاعات از سيستمي به سيستم ديگر مشكل مي گردد، زيرا ” زبان“ سيستمها با هم متفاوت است. به عنوان مثال اگر شركتها و كارخانه بزرگ كه در يك زمينه فعاليت مي كنند داراي نظامهاي طبقه بندي و كد گذاري كالاي متفاوت باشند شركتهاي مزبور بطور مؤثر قادر به برقراري ارتباط متقابل و تعامل (Interoperability ) نخواهند بود و اين امر موجب مي شود كارخانه ها نتوانند به خوبي از امكانات يكديگر استفاده نمايند.همه اين مشكلات از نبود زبان مشترك و سيستم مشترك ناشي شده است و هزينه هاي سرسام آوري كه از اين رهگذر بر اقتصاد ملي تحميل مي شود، ارقام نجومي را شكل مي دهد. سيستمهاي طبقه بندي و كدگذاري در سطح ملي براي رفع عيب و ايجاد امكان تبادل اطلاعات بين تمام بخشهاي كشور بدون نياز به ترجمه اسناد از زبان يك سيستم به زبان سيستم ديگر مي تواند عمل كند. بخش صنعت در داخل كشور از ديرباز در اثر نبود سيستمهاي طبقه بندي و كدگذاري ملي دچار مشكلات زيادي بوده است. بدون شك، يكي از دلايل عمده عدم رشد صنايع و عدم توان رقابت آنها در عرصه هاي بين المللي همين مساله مي باشد. نبود سيستم طبقه بندي و كدگذاري ملي باعث مي شود هر نهاد جديدي كه تشكيل مي شود براي طراحي سيستم خود، كار را از مرحله صفر شروع كند و بدين ترتيب هزينه هاي طراحي مكرر سيستمها بر اقتصاد ملي تحميل مي شود. عمده ترين مشكلات ناشي از فقدان نظام طبقه بندي و كد گذاري به شرح ذيل مي باشند: 1- نبود زبان مشترك براي ارتباطهاي دروني و بروني و شناسايي يكسان كالاهادر سطح يك صنعت 2 – عدم اطلاع از تواناييهاي بالقوه و بالفعل بخشهاي گوناگون صنعت و خدمات در سطح كشور 3 – دشواري در جمع آوري اطلاعات و آمار توليد، واردات و صادرات و … براي كالاهاي گوناگون 4 – عدم امكان طراحي و اجراي سيستمهاي كنترل موجودي، خريد، حسابداري و اطلاع رساني هماهنگ 4- اهداف و فوايد يك سيستم مديريت كالا اگر مديريت كالا در يك سازمان بصورت مناسب طراحي و پياده سازي، فوايد بسيار زيادي را نصيب آن سازمان مي كند. عمده ترين فايده ” افزايش بهره وري“ و صرفه جويي اقتصادي است. اين اهداف عمده در محورهاي ذيل قابل حصول مي باشند: 1 – ايجاد زبان مشترك و ساده نمودن، سرعت دادن و ايجاد اطمينان در تبادل اطلاعات و دسترسي به آن و شناسائي ساده و منحصر به فرد كالاها. 2 – فراهم آمدن آمار و اطلاعاتي كه پيشنياز فعاليتهاي تصميم گيري، برنامه ريزي و سياست گذاري است. 3 – ايجاد سيستمهاي اطلاع رساني هماهنگ در سطح سازمان 5 – انتقال سريع و دقيق اطلاعات مربوط به مراكز تهيه، توليد، فروش و بازار كالاها 6 – جلوگيري از اتلاف منابع مالي و انساني كه در اثر اشتغال در كارهاي يكسان و موازي بوجود ميآيد. 7- مديريت اطلاعات كالا بمثابه يك كارهنرمندانه، راه حلهائي را براي زنجيره تامين فراهم مينمايد كه هزينهها را تقليل و زمانهاي چرخش را بهينه ميسازد. 8- همچنين بكارگيري سيستمهاي طبقه بندي و كدگذاري ميتواند نتايج زير را بدنبال داشته باشد : - پيشرفت هاي قابل ملاحظه در عمليات پشتيباني - كاهش هزينه هاي كاغذبازي (تشريفات اداري) - تقليل زمانهاي تحويل و حمل - افزايش درجه صحت عمليات - بهبود مديريت زنجيره تامين بطور كلي مي توان گفت نتيجه سيستم مديريت كالا سبب افزايش بهره وري و كاهش هزينه ها خواهد شد. با استفاده از سيستمهاي اطلاع رساني، اطلاعات يكسان و به روز شده در اسرع وقت در اختيار تمام مديران و استفاده كنندگان اطلاعات قرار مي گيرد و همان طور كه مي دانيم داشتن اطلاعات به روز، رمز پيروزي در هر كاري است. 5- مزاياي سيستم مديريت كالا سيستم مديريت كالا چندين مزيت مهم براي سازمانها و بخش خصوصي فراهم مي سازد كه در ذيل به بعضي از اين مزايا اشاره مي گردد: 1-5 )مزاياي عملياتي: 1- فرصتهاي بيشتري براي استاندارد سازي ايجاد مي نمايد. با مشخص شدن تنوع، اندازه ها و انواع متفاوت اقلام در سيستم تأمين، امكان بكارگيري مشترك قطعات از تجهيزات مختلف بوجود مي آيد. 2- شرح دقيق اقلام به كاربران اجازه مي دهد تا به آساني تجهيزاتي را جهت انجام ماموريت بدون تاخير، پيدا نمايند. 3- استفاده از يك زبان مشترك قابل فهم براي همه كاربران، تعامل فني مابين كاربران را آسانتر مي سازد. 4- استفاده از فناوري كامپيوتري باعث سهولت امور ثبت، پردازش، ارسال اطلاعات شناسايي كالا و اطلاعات پشتيباني مربوطه در پايگاههاي اطلاعاتي قابل دسترس، را ممكن مي كند. 5- شرح اقلام، مهندسين طراح را قادر مي سازد تا بطور دقيق قطعات يا تجهيزات مورد نياز خود را جستجو و گزينش كرده تا به مشخصات فني يا عملياتي موثري نسبت به هر كاتالوگ تجاري برسند. 2-5 ) مزاياي اقتصادي: مزاياي اقتصادي اين سيستم عبارتند از: الف ) كاهش در فهرست موجودي كالاها: مديران سازمانها نياز دارند بدانند چه اقلامي و در كجا واقع مي باشد و قابليت در دسترس بودن آن چگونه است. اگر از اين سيستم استفاده شود، مديران ابزاري جهت تشخيص كالاهاي جايگزين در مكانهاي مختلف در سطح كشور و حتي دنيا بدست مي آورند. با اين ابزار آنها از خريد اقلام غير ضروري پرهيز مي نمايند. از هزينه هاي انبارداري بيش از حد اقلام اجتناب نموده و از اقلام قبل از اينكه تاريخ مصرف آنها سر برسد، استفاده مي نمايند. بعنوان مثال آژانس دفاعي ايالات متحده در يكي از گزارشهاي خود اعلام نموده است كه شركتهاي خصوصي با استفاده از متدهاي استاندارد براي شناسايي و ردگيري كالا، كاهش موجودي تا بيش از 50 درصد را كسب كرده اند. ب) پرهيز از تهيه كالاي جديد: از آنجائيكه اغلب تجهيزات داراي قطعات مشترك با يكديگر مي باشند، يك سيستم مديريت كالاي كارا مي تواند در حذف خريد اقلام تكراري ثمر بخش باشد. تجربه نشان داده است كه قطعات يك تجهيز كاملا" جديد با قطعات يك تجهيز مشابه موجود در سازمان بيش از 30 درصد همخواني دارد. در بعضي سيستمها حتي به 60 درصد مي رسد. اين بدان معني است كه با استفاده از يك نظام مستندسازي اقلام، يك فرصت و موقعيت طلايي جهت جلوگيري از رشد تنوع موجودي ها و بدنبال آن كاهش هزينه را در اختيار شما قرار مي دهد. ج) كاهش زمان خواب (بلا استفادگي) تجهيزات و اقلام هنگاميكه مديران ابزاري مناسب جهت شناسايي موجودي در دسترس خود در اختيار داشته باشند، از موقعيت بهتري جهت دستيابي به مكان و نوع كالا برخوردار مي باشند. د) شناسايي سريع اقلام جهت تأمين يك شرح دقيق و مناسب و ملي به پرسنل تأمين امكان مي دهد تا سريعتر عناوين لازم را تعريف نمايند. و) ردگيري بهتر فروشندگان 6- اركان اصلي سيستم مديريت كالا يكي از اركان و همچنين سيستمهاي زمينه ساز سيستم مديريت كالا سيستم كدينگ مي باشد كه خود داراي اجزاء اساسي ميباشند. هريك از اين اجزاء بطور خلاصه در ذيل تشريح شده است. الف) شناسايي كالا ( Identification Item ) مهمترين و مشكل ترين عمل در نظام كدينگ ،شناسايي كالا مي باشد.زيرا شناسايي منحصر به فردي را براي هر يك از اقلام ايجاد مي كند. اين شناسايي در برگيرنده حداقل اطلاعات مورد نياز براي تعريف روشن مشخصات كالا مي باشد. يعني آن مشخصاتي كه وضعيت منحصر به فردي را براي كالاي مذكور مشخص كند و آن را از تمام اقلام ديگر متمايز نمايند. شناسايي اقلام يك كلمه مركبي است كه از بخشهاي ذيل بوجود آمده است: 1- يك نام 2- توضيحي از مشخصات ضروري كه "ماهيت كالا" را شرح مي دهد. 3- توليد و يا جمع آوري اطلاعات كنترلي از مراجعي كه آن كالا را شناسايي مي كندو يا به شناسايي اش كمك مي نمايد. 4- يك شماره شناسايي يكتا موارد فوق براي شناسايي دقيق هر قلم كالاي يكتا از موجوديها ضروري است. ب) طبقه بندي كالاها (Classification) - تعريف طبقه بندي براي طبقه بندي، تعاريف متعددي بيان شده است ولي بطور كلي: "طبقه بندي، تحت نظم در آوردن منطقي عناصر مختلف بر اساس يك يا چند صفت قابل تميز از يكديگر به شكل جامع و مانع است." - اهداف طبقه بندي اهداف طبقه بندي موجوديها را مي توان به صورت ذيل بيان نمود: 1- قرار دادن موجوديها در دسته هاي كنترل پذير 2- ايجاد سرعت در انتقال اطلاعات 3- آماده سازي ساختار طبقه بندي براي كدگذاري كالاها 4- نظام دادن به اطلاعات براي مقايسه درست آنها بطور كلي مي توان گفت :هدف طبقه بندي، فراهم كردن ابزاري براي مديريت اطلاعات، تسهيل در عمليات لجستيك و افزايش كارايي و بهره وري مي باشد. ج) كد و كدگذاري (Coding) - تعريف كد و كدگذاري بنا به تعريف موسسه بين المللي استاندارد (ISO) ، كد عبارت از تغيير شكل داده، يا نمايش داده به شكل ديگر، طبق قوانين از قبل تعيين شده. به عبارت ديگر كد شامل يك يا چند رقم، حرف، كلمه و علامت مخصوص يا تركيبي از آنهاست و براي بيان مفهوم مشخصي به كار مي رود و معناي محدود و از قبل تعيين شده اي را نمايش مي دهد. كدگذاري اقلام را مي توان به عنوان جايگزيني علايم به جاي شرح آنها معرفي كرد. معمولا كد داراي يك معني قراردادي است و هرگاه كشف رمز شود، اطلاعات مشخصي را مي رساند.كد باعث ايجاد زبان مشترك بين كاربران مختلف مي شود و از اين طريق تبادل اطلاعات به آساني انجام مي پذيرد. 7- فوايد كد گذاري كالاها 1- استخراج سريع و دقيق اطلاعات در تمامي نقاط عرضه كالا 2- امكان تهيه اطلاعات دقيق و به موقع براي مديريت 3- امكان كنترل موجودي و در نتيجه نياز به سرمايه كمتر 4- پاسخگويي بهتر به طرفهاي تجاري و مشتريان 5- قابليت خودكار كردن انبارداري 6- كنترل بيشتر بر روي توزيع و ذخيره سازي 7- اشتباهات كمتر در شناسايي كالاها 8- بهبود ارتباطات بين شركتها در مسير عرضه كالا 9- يك استاندارد براي استفاده تمام طرفهاي تجاري و در نتيجه كاهش كشمكش ها 8- انواع كدينگ اقلام نكته قابل ذكر در اينجا اين است كه براي هر سازمان بايد بر اساس نيازو همچنين فلسفه وجودي آن سازمان تهيه و يا طراحي گردد.بعبارت ديگر سيستم كدينگ بايد منطبق بر نياز كاربران آن سيستم باشد.بطور كلي طراحي سيستمهاي كدينگ از دو جنبه كلي مي باشد: الف- بر اساس قلم تداركاتي (Item of Supply) : اين مفهوم، قلم يا گروهي از اقلام را نشان مي دهد كه بوسيلة يك سرويس لجستيكي واجد شرايط تعريف شده است تا نياز مشخصي را برآورده سازد.هدف از اين روش كاهش تنوع كالا بوده و كليه كالاهايي كه داراي يك كاربرد مي باشند داراي يك كد يكسان مي گردند.عمدتا مصرف كنندگان موافق اين روش مي باشند. اقلام توليدي كه داراي شكل و اندازه و كاربري يكسان هستند، همان اقلام تداركاتي در نظر گرفته مي شود. ب- بر اساس قلم توليدي ( (Item of Product : اين مفهوم به اقلام يا قطعاتي اشاره مي كند كه تحت يك شماره مرجع عرضه كننده طبقه بندي مي شود. عمدتا اين كدها مانند كدهاي EAN بي معني بوده و هدف آن كاهش تنوع كالا نمي باشد. 9- انواع كاركردهاي كدينگ كالا با توجه به كاركردهاي مختلف ، سيستمهاي طبقه بندي و كدگذاري مختلفي در سطح ملي و بين المللي طراحي و بكار گرفته شده اند. ضرورت بكارگيري نظامهاي كالا و خدمات در سطوح ملي و جهاني از دير باز درك شده است. از طرف ديگر هر كشوري براي ايجاد زبان مشترك بين سازمانهاي درگير با موجوديها ناگزير است از يك سيستم و نظام هماهنگ استفاده نمايد. همچنين سازمانهاي جهاني جهت ايجاد يك زبان مشترك نياز به يك سيستم هماهنگ دارند. بدين ترتيب تاكنون سيستمهاي معتبري مانند NATO ، HS ، ISIC ، EAN/UCC . . . بوجود آمده اند كه كشورهاي زيادي از جمله كشور عزيزمان ايران از آنها استفاده نموده است. شناخت قابليت هاو ويژگيهاي سيستمهاي ذكر شده مي تواند كمك موثري در زمينه طراحي نظام ملي كالا به ما نمايد.براي آشنايي با سيستمها فعلا به نام آنها در اين متن اشاره مي گردد . شرح فارسي | شرح لاتين | نام اختصاري | نظام هماهنگ توصيف و كدگذاري كالاها | Harmonized Commodity Description And Coding System | HS | سيستم طبقه بندي موجودي فدرال ايالت متحده | Federal Supply Cataloging | FSC | سيستم مبادله الكترونيكي داده ها | Electronic Data Interchange | EDI | طبقه بندي محوري محصولات | Central Product Classification | CPC | شماره گذاري محصولات اروپا | Eurpean Article Numbering | EAN | طبقه بندي استاندارد بين المللي كليه فعاليتهاي اقتصادي | International Standard Industrial Classification Of All Economic Activities | ISIC | سيستم كدگذاري ناتو | NATO Codification System | NCS | طبقه بندي استاندارد بازرگاني بين المللي | International Standard Trade Classification | SITC | كد جهاني كالا | Universal Product Code | UPC |
10- رديابي اقلام عنصر استراتژيك در زنجيره تامين امنيت محصولات و قابليت رديابي آن در بخشهاي بهداشتي، صنعتي، كشاورزي و خدماتي از ضرورتهاي انكارناپذير جهان امروز است. طرحهاي ابتكاري متعددي از انواع مختلف رديابي و ردگيري كاربردي در زنجيرة عرضه محصولات معرفي شدهاند كه در حال فعاليت هستند. سيستمهاي مختلفي براي شناسائي منحصر بفرد جهاني اقلام تجاري، واحدهاي پشتيباني، طرفهاي تجاري اختصاصاً براي استفاده در اين زمينهها طراحي شده است. از ديدگاه يك مديريت اطلاعات، اجراء يك سيستم قابل رديابي در يك زنجيرة عرضه مستلزم همكاري سيستماتيك همه طرفهاي تجاري درگير در گردش فيزيكي مواد، كالاي نيمهساخته و كالاي نهائي با گردش اطلاعات مربوط به آنها خواهد بود. اين امر نيازمند يك ديد همهجانبه به زنجيرة عرضه ميباشد كه بعضي از سيستمهاتوانسته اند بهترين نتيجه را ارائه و يك زبان مشترك تجاري را ايجاد نمايند. دسترسي جهاني به يك سيستم و پذيرش همگاني توسط مصرفكنندگان، شركتهاي بازرگاني و دولتها با پاسخ مناسبي كه به نيازمنديهاي آنها براي قابليت رديابي ميدهد، موقعيت منحصر بفردي را براي اين سيستمها مهيا نموده است. هر محصولي كه نيازمند رديابي و ردگيري باشد، بايد بطور منحصر بفردي مورد شناسائي قرار گيرد. شناسههاي منحصر بفرد و جهاني اينگونه سيستمها كليدهايي هستند كه دستيابي به تمامي اطلاعات قابل دسترسي دربارة تاريخ توليد، كاربرد، موقعيت مكاني و اطلاعات متنوع ديگري را امكانپذير مينمايند.(در صورت علاقمندي مي توان بطور كامل در اين زمينه بحث و گفتگو كرد) 11- نتيجه گيري : با بيان متن فوق كه بصورت تجربي و در حين كار بدست آمده است شركت مهندسي پژوهشگران سامانه انديش(مپسا) به عنوان نماينده مركز ملي شماره گذاري كالا و خدمات ايران در نظام ملي طبقه بندي و خدمات شناسه كالا مفتخر است در زمينه هاي زير با آن شركت محترم همكاري نمايد : 1- مطالعه وضع موجود آن صنعت در زمينه مديريت موجودي و كالا و ارائه راه حل پس از بررسي 2- طراحي سيستم طبقه بندي و كدگذاري متناسب با آن صنعت 3- پياده سازي سيستمهاي طبقه بندي و كدگذاري و مديريت كالا 4- طراحي و اجراي سيستمهاي رديابي كالا 5- پياده سازي سيستمهاي سخت افزاري و شبكه براي سيستمهاي رديابي و مديريت كالا 6- طراحي و اجراي استقرار كالاها و تجهيزات در انبارها 7- مشاوره و آموزش در زمينه هاي فوق 8- نصب تجهيزات كامپيوتري و سيستمهاي خودكار نظير باركد خوانهاو... 13- پيش بيني شرح فعاليتها : فعاليتهايي كه در تهيه يا طراحي يك سيستم كدينگ لازم مي باشد بطور خلاصه به شرح ذيل مي باشد: 1- مطالعه وضعيت موجود صنعت مربوطه از نظر نحوه مديريت موجودي كالا 2- استخراج نيازمنديها و مشكلات آن صنعت از نظر سيستم مديريت موجودي 3- تهيه يا طراحي يك سيستم طبقه بندي و كدگذاري كالا و قطعات براي آن صنعت 4- انطباق سيستم موجود با سيستم پيشنهادي 5- بومي سازي و پياده سازي سيستم در سطح صنعت و كدگذاري كليه كالاها و قطعات در صنعت مربوطه 6- پياده سازي سيستمهاي طراحي شده 7- آموزش سيستم به كاربران |